مهدی سهیلی

باز آمدم  بپرسش حال تو ای امید

ای مادری که هر نفسم گفتگوی تست

باز آمدم که بوسه زنم برمزار تو

ای قبله ای که جان و دل من به سوی تست

***

باز آمدم که شکوه کنم از غم فراق

وز بانگ ناله، روح ترا با خبر کنم

مادر! غم تو همنفسم شد به جای تو

با این غم بزرگ ، چه خاکی بسر کنم؟

***

جان پسر فدای تو، ای مادر عزیز

کی دانی از فراق ، چها بر پسر گذشت؟

هر لحظه ای که در غم مرگت ز ره رسیده

با سوز آه آمد و با چشم تر گذشت

***

غمخانه است سینه ی من در فراق تو

آنکس که هست از غم من باخبر، خداست

آگه نبودم از غم بی مادری، ولی ـــ

مرگت پیام داد که: بی مادری بلاست

***

رقتی ز دست ما و نماند از برای ما

غیر از غمی ، شکسته دلی، جان خسته ای

تو مرغ جاودان بهشتی شدی ولی ـــ

داند خدا که پشت پسر را شکسته ای

***

مادر! به خواب خوش ، که زیادم نمیروی

جانم فدای تو ، منزل مبارکت

مادر به خواب ، کعبه ی من خاک کوی تست

قربان خاک کوی تو ، منزل مبارکت

/ 0 نظر / 115 بازدید