ایرج زند

 

 

گوش کن ، گوش کن، ای آشنا ، ای آشنا

قصه ی شوریدگی های مرا

داستان بی قراری های دل

سر گذشت عشق و زاری های دل

آه ، ای زیبا تراز صبح بهار

سوختم در یک زمستان انتظار

ای مسیح های دل پر درد من

از دل بیمار من حرفی بزن

سوختم من در کویر انتظار

چون درختی دور از آغوش بهار

/ 0 نظر / 80 بازدید