ابوالحسن ورزی

   بنان:آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود      http://s2.picofile.com/file/7139890214/Amad_ama_.mp3.html


آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود

چشم خواب‌ آلوده‌اش را مستی رویا نبود

نقش عشق و آرزو از چهره‌ی دل شسته بود

عکس شیدایی در آن آیینه‌ی سیما نبود

لب همان لب بود اما بوسه‌اش گرمی نداشت

دل همان دل بود اما مست و بی‌پروا نبود

در دل بیزار خود جز بیم رسوایی نداشت

گر چه روزی همنشین جز با من رسوا نبود

در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود

برق چشمش را نشان از آتش سودا نبود

دیده ام آن چشم درخشان را ولی در این صدف

گوهر اشکی که من می‌خواستم پیدا نبود

در لب لرزان من فریاد دل خاموش بود

آخر آن تنها امید جان من تنها  نبود

جز من و او دیگری هم بود اما ای دریغ

آگه از درد دلم زان عشق جان فرسا نبود

/ 0 نظر / 408 بازدید