علی اطهری کرمانی

 

رفتی ولی کجا؟ تو به دل جا گرفته‌ ای 

دل جای توست گرچه دل از ما گرفته‌ ای

 

ترسم به عهد خویش نپایی و بشکنی

این دل که از منش به تمنا گرفته‌ ای

 

ای نخل من که برگ و برت شد ز دیگران

دانی کز آب دیده ی  من پا گرفته‌ ای؟

 

بگذار تا ببینمش اکنون که می ‌رود 

ای اشک از چه راه تماشا گرفته‌ ای؟

  

خارم به دل فرو مکن ای گل به نیشخند

اکنون که روی سینه ی او جا گرفته‌ ای

 

گفتی صبور باش به هجرانم «اطهری»

آخر تو صبر ازاین دل شیدا گرفته‌ ای

/ 0 نظر / 102 بازدید