-« کوچه - فریدون مشیری »

  بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

  همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

  شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،

  شدم آن عاشق دیوانه که بودم.

جواب هما میر افشار به فریدون مشیری

بی تو طوفان زده ی دشت جنونم
صید افتاده به خونم
 تو چه  سان می گذری غافل از اندوه درونم

بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی و رفتی
قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم
تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم
تو ندیدی

برای مطالعه متن کامل شعر به ادامه مطلب بروید                                   



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱٠ | ٤:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : بهزاد | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.