فریدون مشیری

 

 

گلِ نگاه تو، در کار دلربایی بود .


فضای خانه پُر از عطرِ آشنایی بود


به رقص آمده بودم چو ذرَه ای در نور


ز شوق و شور،


که پرواز در رهایی بود.

 

متن کامل شعر در ادامه                                        


 

گلِ نگاه تو، در کار دلربایی بود .


فضای خانه پُر از عطرِ آشنایی بود


به رقص آمده بودم چو ذرَه ای در نور


ز شوق و شور،


که پرواز در رهایی بود.


چه جای گل ، که تو لبخند می زدی با مهر


چه جای عمر، که خوابِ خوش طلایی بود !


هزار بوسه به سوی خدا فرستادم


از آنکه دیدنِ تو قسمت خدایی بود.


شب از کرانه ی دنیای من جدا شده بود


که هر چه بود تو بودیَ و روشنایی بود




فریدون مشیری , گلِ نگاه تو , عطرِ آشنایی , دلربایی
[ ۱۳٩٤/٥/٤ ] [ ۸:۱٥ ‎ق.ظ ] [ بهزاد ]