منظومه ظهر روز دهم  «قیصر امین پور»

 

کربلا آن روز غوغا بود

عشق، تنها بود!

*****

شور محشر بود

نوبت یک یار دیگر بود

باز میدان از خودش پرسید :

"نوبت جولان اسب کیست ؟"

دشت ، ساکت بود

از میان آسمان خیمه های دوست

ناگهان رعدی گران برخاست

این صدای اوست !

این صدای آشنای اوست !

این صدا از ماست !

این صدای زاده ی زهراست :

"هست آیا یاوری مارا ؟"

 

متن کامل شعر در ادامه                                      


 

 

منظومه ظهر روز دهم

 

ظهر عاشوراست

کربلا غوغاست

کربلا آن روز غوغا بود

عشق، تنها بود!

*****

آتش سوز و عطش بر دشت می بارید

در هجوم باد های سرخ

بوته های خار می لرزید

از عرق پیشانی خورشید ، تر می شد

دم به دم بر ریگ های داغ

سایه ها کوتاه تر می شد

سایه ها را اندک اندک

ریگ های تشنه می نوشید

زیر سوز آتش خورشید

آهن و فولاد می جوشید

دشت ، غرق خنجر و دشنه

کودکان ، در خیمه ها تشنه

آسمان غمگین ، زمین خونین

هر طرف افتاده در میدان :

اسب های زخمی و بی زین

نیزه و زوبین

*****

شور محشر بود

نوبت یک یار دیگر بود

خطی از مرز افق تا دشت می آمد

خط سرخی در میان هر دو لشکر بود

آن طرف ، انبوه دشمن

غرق در فولاد و آهن بود

این طرف ، منظومه ی خورشید روشن بود

این طرف ، هفتاد سیاره

بر مدار روشن منظومه می چرخید

دشمنان ، بسیار

دوستان ، اندک

این طرف، کم بود و تنها بود

این طرف، کم بود ، اما عشق با ما بود

*****

شور محشر بود

نوبت یک یار دیگر بود

باز میدان از خودش پرسید :

"نوبت جولان اسب کیست ؟"

دشت ، ساکت بود

از میان آسمان خیمه های دوست

ناگهان رعدی گران برخاست

این صدای اوست !

این صدای آشنای اوست !

این صدا از ماست !

این صدای زاده ی زهراست :

"هست آیا یاوری مارا ؟"

باد با خود این صدا را برد

و صدای او به سقف آسمان ها خورد

باز هم برگشت :

"هست آیا یاوری مارا ؟"

انعکاس این صدا تا دورترها رفت

تا دل فردا و آن سوتر ز فردا رفت

*****

دشت ، ساکت گشت

ناگهان هنگامه شد در دشت

باز هم سیاره ای دیگر

از مدار روشن منظومه بیرون جَست

کودکی از خیمه بیرون جست

کودکی شور خدا در سر

با صدایی گرم و روشن

گفت : "اینک من ،

یاوری دیگر !"

 

آسمان ، مات و زمین ، حیران

چشم ها از یکدگر پرسان :

"کودک و میدان ؟ "

 

کار کودک خنده و بازی ست!

در دل این کودک اما شوق جانبازی ست!

از گلوی خسته ی خورشید

باز در دشت آن صدای آشنا پیچید

گفت :"تو فرزند آن مردی که لختی پیش

خون او در قلب میدان ریخت !

هدیه از سوی شما کافیست !"

کودک ما گفت :

"پای من در جست و جوی جای پای اوست!

راه را باید به پایان برد!"

پچ پچی در آسمان پیچید:

"کیست آن مادر ، که فرزندی چنین دارد؟!

این زبان آتشین از کیست؟

او چه سودایی به سر دارد؟"

و صدای آشنا پرسید :

ای کودک ، مادرت آیا خبر دارد؟"

کودک ما گرم پاسخ داد :

"مادرم با دست های خود

بر کمر شمشیر پیکار مرا بسته است!"

از زبانش آتشی در سینه ها افتاد

چشم ها ، آیینه هایی در میان آب

عکس یک کودک

مثل تصویری شکسته

در دل آیینه ها افتاد

 

*****

بعد از آن چیزی نمی دیدم

خون ز چشمان زمین جوشید

چشم های آسمان راهم

اشک همچون پرده ای پوشید

من پس از آن لحظه ها ، تنها

کودکی دیدم

در میان گرد و خاک دشت

هر طرف می گشت

می خروشید و رجز می خواند:

"این منم، تیر شهابی روشن و شب سوز!

بر سپاه تیرگی پیروز!

سرورم خورشید، خورشید جهان افروز!

برق تیغ آبدار من

آتشی در خرمن دشمن!"

خواند و آن گه سوی دشمن راند

هر یک از مردان به میدان بلا می رفت

در رجزها چیزی از نام و نشان می گفت

چیزی از ایل و تبار و دودمان می گفت

او خودش را ذره ای می دید از خورشید

او خودش را در وجود آن صدای آشنا می دید!

او خدا را در طنین آن صدا می دید!

گفت و همچون شیرمردان رفت

و زمین و آسمان دیدند:

کودکی تنها به میدان رفت

تا کنون در هر کجا پیران،

کودکان را درس می دادند

اینک این کودک،

در دل میدان به پیران درس می آموخت

 

چشم هایش را به آن سوی سپاه تیرگی می دوخت

سینه اش از تشنگی می سوخت

چشم او هر سو که می چرخید

در نگاهش جنگلی از نیزه می رویید

کودکی لب تشنه سوی دشمنان می رفت

با خودش تیغی ز برق آسمان می برد

کودکی تنها که تیغش بر زمین می خورد

کودکی تنها که شمشیر بلندش کربلا را شخم می زد!

در زمین کربلا با گام های کودکانه

دانه ی مردانگی می کاشت

گرچه کوچک بود  شمشیر بلندی داشت!

کودک ما در میان صحنه تنها بود

آسمان ،غرق تماشا بود

ابرها را ، آسمان از پیش چشم خویش پس می زد

و زمین از خستگی در زیر پای او نفس می زد

آسمان بر طبل می کوبید

کودکی تنها به سوی دشمنان می راند

می خروشید و رجز می خواند

دسته ی شمشیر را در دست می چرخاند

در دل گرد و غبار دشت می چرخید

برق تیغش پاره ی خورشید!

شیهه ی اسبان به اوج آسمان می رفت

و چکاچاک بلند تیغ ها در دشت می پیچید

کودک ما ، با دل صد مرد

تیغ را ناگه فرود آورد!

و سواران را ز روی زین

بر زمین انداخت

لرزه ای در قلب های آهنین انداخت...

*****

من نمی دانم چه شد دیگر

بس که میدان خاک بر سر زد

بعد از آن چیزی نمی دیدم

در میان گرد و خاک دشت

مرغی از میدان به سوی آسمان پرزد

پرده ی هفت آسمان افتاد

دشت، پرخون شد

عرش ، گلگون شد

عشق ، زد فریاد

آفتاب ، از بام خود افتاد

شیونی در خیمه ها پیچید

بعد از آن ، تنها خدا می دید

بعد از آن تنها خدا می دید...

*****

قصه ی آن کودک پیروز

سال ها سینه به سینه گشته تا امروز

بوی خون او هنوز از باد می آید

داستانش تا ابد در یاد می ماند

داستان کودکی تنها

که شمشیر بلندش کربلا را شخم می زد!

خون او امروز در رگ های گل جاری است

خون او در نبض بیداری ست

خون او در آسمان پیداست

خون او در سرخی رنگین کمان پیداست

این زمان ، او را

در میان لاله های سرخ باید جست

از میان خون پاک او در آن میدان

باغی از گل رُست

روز عاشوراست

باغ گل ، لب تشنه و تنهاست

عشق اما هم چنان با ماست

 



تاريخ : سه‌شنبه ۱۳٩۳/۸/٢٠ | ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : بهزاد |
شاه زیدی،حسین شاه‏زیدی، حسین آواز استاد شاهزیدی آواز شاه زیدی پستچی - اصغر واقدی اصغر واقدی در یک نگاه علی اصغر واقدی شعر زیبا شعر خاطرانگیز شعر موسیقی شعر موسیقی شعر موسیقی کهن شعر کهن شعر نو موسیقی ایران زمین دکلمه و شعر شعرا شعر موسیقی شعر موسیقی بهار سکوت فریدون مشیری شعر شعر شعر شعر شعر شعر شعر و موسیقی - قصه گیسو http://ghesegisoo.persianblog.ir شعر و موسیقی شعر و موسیقی شعر و موسیقی linkedin http://ghesegisoo.persianblog.ir گنجور شعر سعدی شکنج صبح ترانه و موسیقی شعر موسیقی شعر و موسیقی ترانه شعر موسیقی ترانه موسیقی ترانه و شعر ترانه موسیقی شعر و موسیقی ترانه و موسیقی شعر و ادبیات موسیقی ترانه شهر http://ghesegisoo.persianblog.ir/ http://ghesegisoo.persianblog.ir/ شعر قصه گیسو شعر و موسیقی قصه گیسو شعر و موسیقی قصه گیسو شعر و موسیقی شهید لینک منبع شعر و موسیقی شعر بهار شعر شعر فردوسی غزل حافظ http://ghesegisoo.persianblog.ir شعر و موسیقی samgeseghisoo samghesegisoo شعر و موسیقی شعر شعر شعر و موسیقی عاشقانه شعر عاشقانه http://ghesegisoo.persianblog.ir/ http://ghesegisoo.persianblog.ir http://ghesegisoo.persianblog.ir http://ghesegisoo.persianblog.ir http://ghesegisoo.persianblog.ir شعر و موسیقی شعر شعر شعر شعر http://ghesegisoo.persianblog.ir http://ghesegisoo.persianblog.ir http://ghesegisoo.persianblog.ir شعر شعر شعر و موسیقی هوشنگ_ابتهاج شهریار مناجات امیرالمومنین‬ احسان_خواجه_امیری‬ ایرج_بسطامی فرهاد فرهنگ_شریف بنان صادق_سرمد‬ سیمین_بهبهانی‬ کوروس_سرهنگ_زاده دکترشفیعی_کدکنی‬ فریدون_مشیری‬ سیاوش_قمیشی‬ مهدی_سهیلی‬ عمادرام‬ فروغ_فرخزاد‬ ملک_الشعرا_بهار‬ اکبر_گلپایگانی حمید_مصدق‬ مجتبی_کاشانی‬ هوشنگ_ابتهاج سید_حسن_حسینی قیصر_امین_پور نیما یوشیج برگزیده از اشعار نیما یوشیج گلچین اشعار نیما یوشیج نیما یوشیج نیما یوشیج سیروس طاهباز اشعار زیبای نیمایوشیج زندگینامه و زیباترین اشعار نیما یوشیج اشعار نیما یوشیج نیما یوشیج غزلیاتی از حضرت حافظ اشعار-حافظ حافظ گلچین اشعار حافظ زندگینامه حافظ اشعار عارفانه اشعار عاشقانه اشعار کوتاه و زیبا گلچین اشعار حافظ شیرازی حافظ غزلیات حافظ غزلیات حافظ حافظ مجموعه دکلمه شب شعر فریدون مشیری شعر کوچه با صدای فریدون مشیری فریدون مشیری کوچه - دفتر ابر و کوچه - فریدون مشیری فریدون مشیری اشعار کوتاه و زیبای فریدون مشیری فریدون مشیری http://ghesegisoo.persianblog.ir دانلود آلبوم شعر خوانی فریدون مشیری اشعار نادر نادرپور نادر نادرپور لیست دفترهای شعر نادر نادرپور نادر نادرپور زندگينامه نادر نادرپور نادر نادرپور نادر نادرپور پیکرتراش پیرم نادر نادرپور نادر نادرپور زندگی نامه نادر نادرپور خوشه‌های تلخ اشعار نادر نادرپور - نادر نادرپور برگزیده اشعار نادر نادرپور شبیه برگ پاییزی علیرضا بابایی نادر نادرپور گزیده اشعار نادر نادرپور فریدون مشیری فریدون مشیری / خوش به حال روزگار فریدون مشیری / تو را دارم ای گل، جهان با من است گزیده اشعار فریدون مشیری زندگینامه و زیباترین اشعار فریدون مشیری : شعر کوچه و شعر مادر هوشنگ ابتهاج ه.ا.سایه (هوشنگ ابتهاج) / دیری ست که از روی دل آرای تو دوریم هوشنگ ابتهاج شعر زیبا و تاثیرگذار از هوشنگ ابتهاج + زندگینامه کامل و آثار وی هوشنگ ابتهاج سایه هوشنگ ابتهاج هوشنگ ابتهاج زندگینامه امیر هوشنگ ابتهاج اشعار هوشنگ ابتهاج حمید مصدق حمید مصدق لیست دفترهای حمید مصدق قصیده آبی خاکستری سیاه حمید مصدق حمید مصدق بهترین اشعار برای تو که نیستی حمید مصدق حمید مصدق مجموعه اشعار حمید مصدق زندگینامه حمید مصدق حمید مصدق حمید مصدق حمید مصدق حمید مصدق شعرهای بسیار زیبا ایرج میرزا زندگی نامه شاهزاده ایرج میرزا ایرج میرزا ايرج ميرزا نامدار به جلال الملک ايرج ميرزا شعرهایی زیبا از ایرج میرزا + بیوگرافی شغل ها و سمت های ایرج میرزا ایرج میرزا ایرج زند ایرج زند گالری نقاشی/مجسمه زنده‌یاد ایرج زند – ۴ آبان تا ۴ آذر ۱۳۹۰ زندگینامه: ایرج زند (1329- 1385) قابی از زندگی ایرج زند نمایشگاه به یاد ایرج زند در گالری هفت ثمر ايرج زند راهي نو پيش‌روي مجسمه‌سازي ايران گشود ايرج زند شعر سنگ مزار رشید یاسمی غلامرضا رشید یاسمی دیوان اشعار رشید یاسمی غلامرضا رشید یاسمی مشهور به رشید یاسمی، نویسنده، مورخ، مترجم و شاعر معاصر ایرانی اشعار رشید یاسمی دانلود رایگان کتاب دیوان اشعار رشید یاسمی زندگی غلامرضا رشید یاسمی انگار دیده اند مرا باز با شما محمدسعید میرزایی توپی سفيد و صورتی محمدسعید میرزایی کجاست جای تو در جمله‌ی زمان محمدسعید میرزایی انـار شــو کـــــــه تمــــام لب تــــــو را بمکم محمد سعید میرزایی محمد سعید میرزائی از غزلسرایان نام آور معاصر فارسی انار شو که تمام لب تو را بمکم شاعر: محمدسعید میرزایی محمد سعید میرزائی غزل محمد سعید میرزایی محمد سعید میرزایی محمد سلمانی بي‌حرمتي به ساحت خوبان محمد سلمانی محمد سلمانی اشعار محمد سلمانی محمد سلمانی شاعر غزلسرا محمد سلمانی من آن ستاره‌ی نامرئی‌ام که دیده نشد محمد سلمانی اگر چه بین من و تو هنوز دیوار است محمد سلمانی شاه‏زیدی، حسین شاه زیدی،حسین/ 5 مقاله قصه گیسو http://ghesegisoo.persianblog.ir/ بهجت تبریزی شعر شهرام ناظری مسابقه ی شعر / متن و آهنگ http://ghesegisoo.persianblog.ir/ متـــن آهــنگ كــي صــدا كــرد منــو اشعار و موسیقی اشعار قیصر امین پور متن ترانه های خوانندگان ★ ıllıllı •–– - - http://ghesegisoo.persianblog.ir/ شعر - موسیقی دانلود آهنگ رعنا از گروه رستاک نی نوازی ردیف موسیقی ایران (کسایی) http://ghesegisoo.persianblog.ir/ گروس عبدالملکیان http://ghesegisoo.persianblog.ir/ هفت سین خانمها (شعر طنز) http://ghesegisoo.persianblog.ir/ انجمن شاعران مرده http://ghesegisoo.persianblog.ir/ http://ghesegisoo.persianblog.ir/ شعر آهنگ زیبای هایده با نام سوغاتی دانی كه نو بهار جوانی چسان گذشت چند شعر تازه از مشفق کاشانی http://ghesegisoo.persianblog.ir/ امام زمان در شعر فارسی - مشفق كاشاني شعرخوانی استاد مشفق کاشانی ناگفته های مشفق كاشاني از سهراب سپهري مرحوم مشفق کاشانی عباس کی منش مشفق کاشانی كتابشناسي مشفق(عباس) کاشاني آن شب صدای گریه و فریاد می آمد آن شب تو تنها مانده بودی، باد می آمد سپرده بود به آوارگی عنانش را غریبه ای که نمیگفت داستانش را رستگاری در سه اپیزود حامد ابراهیم پور تو را به نیت یک شعر تازه خلق نمود حامد ابراهیم پور حامد ابراهیم پور حامد ابراهیم پور