حمیدمصدق

 

  

 

اگر تو بازنگردی

به طفل ساده خواهر

که نام خوب تورا

ز نام مادر خود بیشتر صدا زده است

چگونه با چه زبانی به او توانم  گفت

که برنمی گردی

****

اگر تو بازنگردی

امید آمدنت را به گور خواهم برد

و کس نمی داند

که در فراق تو دیگر

چگونه خواهم زیست

چگونه خواهم مرد

 

متن کامل شعر در ادامه                                                       


 

اگر تو بازنگردی

قناریان قفس قاریان غمگین را

که آب خواهد داد

که دانه خواهد داد ؟

****

اگر تو باز نگردی

بهار رفته ،

در این دشت برنمی گردد

به روی شاخه گل غنچه ای نمی خندد

و آن درخت خزان دیده تور سبزش را

به سر نمی بندد

****

اگر تو بازنگردی

کبوتران محبت را

شهاب ثاقبِ دستان مرگ خواهد زد

شکوفه های درختان باغ حیران را

تگرگ خواهد زد

****

اگر تو بازنگردی

به طفل ساده خواهر

که نام خوب تورا

ز نام مادر خود بیشتر صدا زده است

چگونه با چه زبانی به او توانم  گفت

 

که برنمی گردی

و او که روی تو هرگز ند یده در عمرش ،

دگر برای همیشه تو را نخواهد دید

و نام خوب تو در زهن کودک معصوم

تصوری ست همیشه،

- میشه بی تصویر

- همیشه بی تعبیر

****

اگر تو بازنگردی

نهالهای جوان اسیر گلدان را

کدام دست نوازشگر آب خواهد داد

چه کس به جای تو آن پرده های توری را

به پشت پنجره ها پیچ و تاب خواهد داد

****

اگر تو بازنگردی

امید آمد نت را به گور خواهم برد

و کس نمی داند

که در فراق تو دیگر

چگونه خواهم زیست

چگونه خواهم مرد




[ پنجشنبه ۱۳٩۳/٦/٢٠ ] [ ٦:٢٧ ‎ب.ظ ] [ بهزاد ]