محمد حسین شهریار

 

 

شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست

روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست

چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم

اینهم از آب و آینه خواهش ماه کردنست

نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی

لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست

از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند

این هم اگر چه شکوه ی شحنه به شاه کردنست

بوسه ی تو به کام من کوه نورد تشنه را

کوزه ی آب زندگی توشه ی راه کردنست

 

متن کامل شعر درادامه                                 

 

 

شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست

روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست

متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان

حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست

چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم

این هم از آب و آینه خواهش ماه کردنست

نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی

لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست

لوح خدا نمایی  و آیینه ی   تمام قد

بهتر ازاین چه تکیه بر منصب و جاه کردنست

ماه عباد تست و من با لب روزه دار ازین

قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست

لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن

چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردنست 

من همه اشتباه خودجلوه دهم که آدمی

از دم مهدتا لحد ( در اشباه ) کردنست

غفلت کائنات را جنبش سایه ها همه

سجده به کاخ کبریا خواه نخواه کردنست

از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند

این هم اگر چه شکوه ی شحنه به شاه کردنست

عهد تو ( سایه )و ( صبا) گو بشکن که راه من

رو به حریم کعبه ی (لطف اله )کردنست

گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی

پرسش حال دوستان گاه به گاه کردنست

بوسه ی تو به کام من کوه نورد تشنه را

کوزه ی آب زندگی توشه ی راه کردنست

خود برسان به شهریار ای که در این محیط غم

بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردنست

 



[ چهارشنبه ۱۳٩٢/۳/۸ ] [ ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ ] [ بهزاد ]