علی اطهری کرمانی

 

به مهر تو ای ماه زیبا قسم

به چهر تو ای مهر رخشا قسم

 

به آن سینه ی همچو صبح بهار

به آن زلف چون شام یلدا قسم

 

به آن شکرین خنده ی نوشبار

به آن دیدگان فریبا قسم

 

به اشکی که از دیده ی عاشقی

به دامن چکد ژاله آسا قسم

 

به آهی که از سینه ای سوخته

کشد شعله تا عرش اعلی قسم

 

به آن دردمندی که نومیدوار

فرو بسته چشم از مداوا قسم

 

متن کامل شعر در ادامه                                          


 

به مهر تو ای ماه زیبا قسم

به چهر تو ای مهر رخشا قسم

 

به آن سینه ی همچو صبح بهار

به آن زلف چون شام یلدا قسم

 

به آن شکرین خنده ی نوشبار

به آن دیدگان فریبا قسم

 

به اشکی که از دیده ی عاشقی

به دامن چکد ژاله آسا قسم

 

به آهی که از سینه ای سوخته

کشد شعله تا عرش اعلی قسم

 

به آن دردمندی که نومیدوار

فرو بسته چشم از مداوا قسم

 

 

به گم کرده راهی که از کاروان

جدا مانده، افتاده از پا قسم

 

به خونین جگر لاله ی داغدار

که بنشسته تنها به صحرا قسم

 

به موجی که از دست ساحل، مدام

خورد سیلی بی محابا قسم

 

به مهر و به ماه و به چرخ و فلک

به کوه و به دشت و به دریا قسم

 

 

به عمری که در آرزویت گذشت

به دیروز و امروز و فردا قسم

 

به هجران و حرمان و دیوانگی

به عشق و امید وتمنا قسم

 

به جانهای از عاشقی بی قرار

به دلهای عشاق شیدا قسم

 

به آن ناله هایی که پر می کشند

به سوی خدا، نیمه شبها قسم

 

به دلدادگانی پریشان - چو من -

که در کوی یارند رسوا قسم

 

به آیین طنازی و دلبری

به شیرین و لیلی، به عذرا قسم

 

به پرهیز و تقوی و زهد و ورع

به ساغر، به مینا، به صهبا قسم

 

به حور و پریزاد و جن و ملک

به جنت، به آدم، به حوا قسم

 

به میخانه و مسجد و خانقاه

به دیر و کنشت و کلیسا قسم

 

به آن آتشین پرتو ایزدی

که تابید بر طور سینا قسم

 

به هر دین و هر کیش و هر مذهبی

به یحیی، به موسی، به عیسی قسم

 

اگر می شناسی خداوند را

به ذات خداوند یکتا قسم

 

که عشقت ز دل رفتنی نیست، نیست

به پروردگار توانا قسم




[ چهارشنبه ۱۳٩٢/۱/٢۸ ] [ ۸:٥۱ ‎ق.ظ ] [ بهزاد ]