محمد حسین شهریار ای وای مادرم

نه ، او نمرده است.

نه او نمرده است که من زنده ام هنوز

او زنده است در غم و شعر و خیال من

میراث شاعرانه ی من هرچه هست از اوست

کانون مهر و ماه مگر می شود خموش

آن شیرزن بمیرد ؟ او شهریار زاد

«هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق»

متن کامل شعر در ادامه                                        


آهسته باز از بغل پلّه ها گذشت

در فکر آش و سبزی بیمار خویش بود

امّا گرفته دور و برش هاله ای سیاه

او مرده است و باز پرستار حال ماست

در زندگی ما همه جا وول می خورد

هر کنج خانه صحنه ای از داستان اوست

در ختم خویش هم به سر کار خویش بود

بیچاره مادرم

هر روز می گذشت از این زیر پلّه ها

آهسته تا به هم نزند خواب ناز من

امروز هم گذشت

در باز و بسته شد

با پشت خم از این بغل کوچه می رود

چادر نماز فلفلی انداخته به سر

کفش چروک خورده و جوراب وصله دار

او فکر بچّه هاست

هرجا شده هویج هم امروز می خرد

بیچاره پیرزن ، همه برف است کوچه ها

او از میان کلفت و نوکر ز شهر خویش

آمد به جستجوی من و سرنوشت من

آمد چهار طفل دگر هم بزرگ کرد

آمد که پیت نفت گرفته به زیر بال

هر شب در آید از در یک خانه ی فقیر

روشن کند چراغ یکی عشق نیمه جان

او را گذشته ایست ، سزاوار احترام:

تبریز ما ! به دور نمای قدیم شهر

در ( باغ بیشه ) خانه ی مردی است باخدا

هر صحن و هر سراچه یکی دادگستری است

اینجا به داد ناله مظلوم میرسند

اینجا کفیل خرج موکّل بود وکیل

مزد و درآمدش همه صرف رفاه خلق

در ، باز و سفره ، پهن

بر سفره اش چه گرسنه ها سیر می شوند

یک زن مدیر گردش این چرخ و دستگاه

او مادر من است

انصاف می دهم که پدر رادمرد بود

با آن همه درآمد سرشارش از حلال

روزی که مرد ، روزی یکسال خود نداشت

اما قطارهای پُر از زاد آخرت

وز پی هنوز قافله های دعای خیر

این مادر از چنان پدری یادگار بود

تنها نه مادر من و درماندگان خیل

او یک چراغ روشن ایل و قبیله بود

خاموش شد دریغ

نه ، او نمرده ، می شنوم من صدای او

با بچه ها هنوز سر و کلّه می زند

ناهید ، لال شو

بیژن ، برو کنار

کفگیر بی صدا

دارد برای ناخوش خود آش می پزد

او مرد و در کنار پدر زیر خاک رفت

اقوامش آمدند پی سر سلامتی

یک ختم هم گرفته شد و پُر بدک نبود

بسیار تسلیت که به ما عرضه داشتند

لطف شما زیاد

امّا ندای قلب بگوشم همیشه گفت:

این حرف ها برای تو مادر نمیشود.

پس این که بود ؟

دیشب لحاف رد شده بر روی من کشید

لیوان آب از بغل من کنار زد ،

در نصفه های شب.

یک خواب سهمناک و پریدم بحال تب

نزدیک های صبح

او زیر پای من اینجا نشسته بود

آهسته با خدا ،‌

راز و نیاز داشت

نه ، او نمرده است.

نه او نمرده است که من زنده ام هنوز

او زنده است در غم و شعر و خیال من

میراث شاعرانه ی من هرچه هست از اوست

کانون مهر و ماه مگر می شود خموش

آن شیرزن بمیرد ؟ او شهریار زاد

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

او با ترانه های محلّی که می سرود

با قصه های دلکش و زیبا که یاد داشت

از عهد گاهواره که بندش کشید و بست

اعصاب من بساز و نَوا کوک کرده بود

او شعر و نغمه در دل و جانم به خنده کاشت

وانگه به اشک های خود آن کشته آب داد

لرزید و برق زد به من آن اهتزاز روح

وز اهتزاز روح گرفتم هوای ناز

تا ساختم برای خود از عشق عالمی

او پنج سال کرد پرستاری مریض

در اشک و خون نشست و پسر را نجات داد

امّا پسر چه کرد برای تو ؟ هیچ ، هیچ

تنها مریضخانه ، به امید دیگران

یکروز هم خبر : که بیا او تمام کرد.

در راه قم به هرچه گذشتم عبوس بود

پیچید کوه و فحش به من داد و دور شد

صحرا همه خطوط کج و کوله و سیاه

طومار سرنوشت و خبرهای سهمگین

دریاچه هم به حال من از دور میگریست

تنها طواف دور ضریح و یکی نماز

یک اشک هم به سوره ی یاسین چکید

مادر بخاک رفت.

آن شب پدر بخواب من آمد ، صداش کرد

او هم جواب داد

یک دود هم گرفت به دور چراغ ماه

معلوم شد که مادره از دست رفتنی است

اما پدر به غرفه ی باغی نشسته بود

شاید که جان او به جهان بلند برد

آنجا که زندگی ،‌ستم و درد و رنج نیست

این هم پسر ، که بدرقه اش میکند به گور

یک قطره اشک ، مُزد همه زجرهای او

اما خلاص می شود از سرنوشت من

مادر بخواب ، خوش

منزل مبارکت.

آینده بود و قصه بی مادری من

ناگاه ضجه ای که به هم زد سکوت مرگ

من می دویدم از وسط قبرها برون

او بود و سر بناله برآورده از مغاک

خود را به ضعف از پی من باز می کشید

دیوانه و رمیده ، دویدم به ایستگاه

خود را به هم فشرده خزیدم میان جمع

ترسان ز پشت شیشه ی در آخرین نگاه

باز آن سفیدپوش و همان کوشش و تلاش

چشمان نیمه باز:

از من جدا مشو

می آمدیم و کله من گیج و مَنگ بود

انگار جیوه در دل من آب می کنند

پیچیده صحنه های زمین و زمان به هم

خاموش و خوفناک همه می گریختند

می گشت آسمان که بکوبد به مغز من

دنیا به پیش چشم گنهکار من سیاه

وز هر شکاف و رخنه ی ماشین غریو باد

یک ناله ی ضعیف هم از پی دوان دوان

می آمد و به مغز من آهسته می خلید:

تنها شدی پسر.

باز آمدم بخانه چه حالی ! نگفتنی

دیدم نشسته مثل همیشه کنار حوض

پیراهن پلید مرا باز شسته بود

انگار خنده کرد ولی دلشکسته بود:

بردی مرا بخاک سپردی و آمدی ؟

تنها نمی گذارمت ای بینوا پسر

می خواستم بخنده درآیم ز اشتباه

امّا خیال بود

ای وای مادرم

 




[ چهارشنبه ۱۳٩۱/٢/٢٠ ] [ ٦:٤۳ ‎ب.ظ ] [ بهزاد ]
شاه زیدی،حسین شاه‏زیدی، حسین آواز استاد شاهزیدی آواز شاه زیدی پستچی - اصغر واقدی اصغر واقدی در یک نگاه علی اصغر واقدی شعر زیبا شعر خاطرانگیز شعر موسیقی شعر موسیقی شعر موسیقی کهن شعر کهن شعر نو موسیقی ایران زمین دکلمه و شعر شعرا شعر موسیقی شعر موسیقی بهار سکوت فریدون مشیری شعر شعر شعر شعر شعر شعر شعر و موسیقی - قصه گیسو http://ghesegisoo.persianblog.ir شعر و موسیقی شعر و موسیقی شعر و موسیقی linkedin http://ghesegisoo.persianblog.ir گنجور شعر سعدی شکنج صبح ترانه و موسیقی شعر موسیقی شعر و موسیقی ترانه شعر موسیقی ترانه موسیقی ترانه و شعر ترانه موسیقی شعر و موسیقی ترانه و موسیقی شعر و ادبیات موسیقی ترانه شهر http://ghesegisoo.persianblog.ir/ http://ghesegisoo.persianblog.ir/ شعر قصه گیسو شعر و موسیقی قصه گیسو شعر و موسیقی قصه گیسو شعر و موسیقی شهید لینک منبع شعر و موسیقی شعر بهار شعر شعر فردوسی غزل حافظ http://ghesegisoo.persianblog.ir شعر و موسیقی samgeseghisoo samghesegisoo شعر و موسیقی شعر شعر شعر و موسیقی عاشقانه شعر عاشقانه http://ghesegisoo.persianblog.ir/ http://ghesegisoo.persianblog.ir http://ghesegisoo.persianblog.ir http://ghesegisoo.persianblog.ir http://ghesegisoo.persianblog.ir شعر و موسیقی شعر شعر شعر شعر http://ghesegisoo.persianblog.ir http://ghesegisoo.persianblog.ir http://ghesegisoo.persianblog.ir شعر شعر شعر و موسیقی هوشنگ_ابتهاج شهریار مناجات امیرالمومنین‬ احسان_خواجه_امیری‬ ایرج_بسطامی فرهاد فرهنگ_شریف بنان صادق_سرمد‬ سیمین_بهبهانی‬ کوروس_سرهنگ_زاده دکترشفیعی_کدکنی‬ فریدون_مشیری‬ سیاوش_قمیشی‬ مهدی_سهیلی‬ عمادرام‬ فروغ_فرخزاد‬ ملک_الشعرا_بهار‬ اکبر_گلپایگانی حمید_مصدق‬ مجتبی_کاشانی‬ هوشنگ_ابتهاج سید_حسن_حسینی قیصر_امین_پور نیما یوشیج برگزیده از اشعار نیما یوشیج گلچین اشعار نیما یوشیج نیما یوشیج نیما یوشیج سیروس طاهباز اشعار زیبای نیمایوشیج زندگینامه و زیباترین اشعار نیما یوشیج اشعار نیما یوشیج نیما یوشیج غزلیاتی از حضرت حافظ اشعار-حافظ حافظ گلچین اشعار حافظ زندگینامه حافظ اشعار عارفانه اشعار عاشقانه اشعار کوتاه و زیبا گلچین اشعار حافظ شیرازی حافظ غزلیات حافظ غزلیات حافظ حافظ مجموعه دکلمه شب شعر فریدون مشیری شعر کوچه با صدای فریدون مشیری فریدون مشیری کوچه - دفتر ابر و کوچه - فریدون مشیری فریدون مشیری اشعار کوتاه و زیبای فریدون مشیری فریدون مشیری http://ghesegisoo.persianblog.ir دانلود آلبوم شعر خوانی فریدون مشیری اشعار نادر نادرپور نادر نادرپور لیست دفترهای شعر نادر نادرپور نادر نادرپور زندگينامه نادر نادرپور نادر نادرپور نادر نادرپور پیکرتراش پیرم نادر نادرپور نادر نادرپور زندگی نامه نادر نادرپور خوشه‌های تلخ اشعار نادر نادرپور - نادر نادرپور برگزیده اشعار نادر نادرپور شبیه برگ پاییزی علیرضا بابایی نادر نادرپور گزیده اشعار نادر نادرپور فریدون مشیری فریدون مشیری / خوش به حال روزگار فریدون مشیری / تو را دارم ای گل، جهان با من است گزیده اشعار فریدون مشیری زندگینامه و زیباترین اشعار فریدون مشیری : شعر کوچه و شعر مادر هوشنگ ابتهاج ه.ا.سایه (هوشنگ ابتهاج) / دیری ست که از روی دل آرای تو دوریم هوشنگ ابتهاج شعر زیبا و تاثیرگذار از هوشنگ ابتهاج + زندگینامه کامل و آثار وی هوشنگ ابتهاج سایه هوشنگ ابتهاج هوشنگ ابتهاج زندگینامه امیر هوشنگ ابتهاج اشعار هوشنگ ابتهاج حمید مصدق حمید مصدق لیست دفترهای حمید مصدق قصیده آبی خاکستری سیاه حمید مصدق حمید مصدق بهترین اشعار برای تو که نیستی حمید مصدق حمید مصدق مجموعه اشعار حمید مصدق زندگینامه حمید مصدق حمید مصدق حمید مصدق حمید مصدق حمید مصدق شعرهای بسیار زیبا ایرج میرزا زندگی نامه شاهزاده ایرج میرزا ایرج میرزا ايرج ميرزا نامدار به جلال الملک ايرج ميرزا شعرهایی زیبا از ایرج میرزا + بیوگرافی شغل ها و سمت های ایرج میرزا ایرج میرزا ایرج زند ایرج زند گالری نقاشی/مجسمه زنده‌یاد ایرج زند – ۴ آبان تا ۴ آذر ۱۳۹۰ زندگینامه: ایرج زند (1329- 1385) قابی از زندگی ایرج زند نمایشگاه به یاد ایرج زند در گالری هفت ثمر ايرج زند راهي نو پيش‌روي مجسمه‌سازي ايران گشود ايرج زند شعر سنگ مزار رشید یاسمی غلامرضا رشید یاسمی دیوان اشعار رشید یاسمی غلامرضا رشید یاسمی مشهور به رشید یاسمی، نویسنده، مورخ، مترجم و شاعر معاصر ایرانی اشعار رشید یاسمی دانلود رایگان کتاب دیوان اشعار رشید یاسمی زندگی غلامرضا رشید یاسمی انگار دیده اند مرا باز با شما محمدسعید میرزایی توپی سفيد و صورتی محمدسعید میرزایی کجاست جای تو در جمله‌ی زمان محمدسعید میرزایی انـار شــو کـــــــه تمــــام لب تــــــو را بمکم محمد سعید میرزایی محمد سعید میرزائی از غزلسرایان نام آور معاصر فارسی انار شو که تمام لب تو را بمکم شاعر: محمدسعید میرزایی محمد سعید میرزائی غزل محمد سعید میرزایی محمد سعید میرزایی محمد سلمانی بي‌حرمتي به ساحت خوبان محمد سلمانی محمد سلمانی اشعار محمد سلمانی محمد سلمانی شاعر غزلسرا محمد سلمانی من آن ستاره‌ی نامرئی‌ام که دیده نشد محمد سلمانی اگر چه بین من و تو هنوز دیوار است محمد سلمانی شاه‏زیدی، حسین شاه زیدی،حسین/ 5 مقاله قصه گیسو http://ghesegisoo.persianblog.ir/ بهجت تبریزی شعر شهرام ناظری مسابقه ی شعر / متن و آهنگ http://ghesegisoo.persianblog.ir/ متـــن آهــنگ كــي صــدا كــرد منــو اشعار و موسیقی اشعار قیصر امین پور متن ترانه های خوانندگان ★ ıllıllı •–– - - http://ghesegisoo.persianblog.ir/ شعر - موسیقی دانلود آهنگ رعنا از گروه رستاک نی نوازی ردیف موسیقی ایران (کسایی) http://ghesegisoo.persianblog.ir/ گروس عبدالملکیان http://ghesegisoo.persianblog.ir/ هفت سین خانمها (شعر طنز) http://ghesegisoo.persianblog.ir/ انجمن شاعران مرده http://ghesegisoo.persianblog.ir/ http://ghesegisoo.persianblog.ir/ شعر آهنگ زیبای هایده با نام سوغاتی دانی كه نو بهار جوانی چسان گذشت چند شعر تازه از مشفق کاشانی http://ghesegisoo.persianblog.ir/ امام زمان در شعر فارسی - مشفق كاشاني شعرخوانی استاد مشفق کاشانی ناگفته های مشفق كاشاني از سهراب سپهري مرحوم مشفق کاشانی عباس کی منش مشفق کاشانی كتابشناسي مشفق(عباس) کاشاني آن شب صدای گریه و فریاد می آمد آن شب تو تنها مانده بودی، باد می آمد سپرده بود به آوارگی عنانش را غریبه ای که نمیگفت داستانش را رستگاری در سه اپیزود حامد ابراهیم پور تو را به نیت یک شعر تازه خلق نمود حامد ابراهیم پور حامد ابراهیم پور حامد ابراهیم پور